همپیمانی ایران و روسیه عمدتاً در واکنش به سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا و با هدف ایجاد موازنهای جدید در نظم بینالملل شکل گرفته است. این شراکت استراتژیک، که ریشههای تاریخی پیچیدهای دارد، بر پایه منافع مشترک در حوزههای سیاسی، اقتصادی و نظامی استوار است و به دنبال به چالش کشیدن هژمونی غرب و ترویج جهان چندقطبی است.
در دنیای امروز، جایی که پویاییهای ژئوپلیتیکی به سرعت در حال تغییر هستند، شکلگیری ائتلافها و همپیمانیهای جدید میتواند مسیر آینده روابط بینالملل را دگرگون کند. یکی از برجستهترین این تحولات، تعمیق روابط میان ایران و روسیه است که به عنوان یک پاسخ استراتژیک به رویکردهای یکجانبهگرایانه ایالات متحده آمریکا و شکلگیری نظم نوین جهانی تلقی میشود. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این همپیمانی، زمینههای تاریخی و عوامل محرک آن، و پیامدهایش بر آینده روابط بینالملل میپردازد.
روابط ایران و روسیه: از رقابت تاریخی تا شراکت استراتژیک
روابط میان ایران و روسیه، سابقهای طولانی و پرفراز و نشیب دارد که به قرن شانزدهم میلادی بازمیگردد. این روابط در طول تاریخ، اغلب بین همکاری و رقابت در نوسان بوده است. دورههایی از جنگ و از دست رفتن سرزمینهای ایران در دوره قاجار، بخشی از حافظه تاریخی این روابط را تشکیل میدهد.
تحولات تاریخی و ریشههای همکاری
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، با حذف مؤلفه ایدئولوژیک ضد دین بودن، شرایط برای بهبود روابط فراهم شد. در دوران جمهوری اسلامی ایران، “نگاه به شرق” به عنوان یکی از پایههای اساسی سیاست خارجی برای مقابله با نفوذ غرب و به ویژه آمریکا مطرح گردید. این رویکرد، بستر مناسبی را برای گسترش همکاریها با روسیه فراهم آورد.
منافع متقابل در دوران معاصر
مهمترین دلیل گسترش همکاریهای مشترک دو کشور، همسویی در سیاستهای ضدآمریکایی و تلاش برای ایجاد موازنه در برابر هژمونی ایالات متحده بوده است. روسیه همواره ایران را به عنوان اهرمی کلیدی در برابر سیاستهای آمریکا در منطقه و جهان به کار برده است. در سالهای اخیر، به ویژه پس از عملیات نظامی روسیه در اوکراین و افزایش فشارهای تحریمی غرب علیه مسکو، انگیزه بیشتری برای تعمیق روابط روسیه و ایران ایجاد شد. ایران نیز بیش از چهار دهه است که تحت فشارهای سنگین تحریمهای غربی قرار دارد. این همسویی منافع مشترک در شرایط جدید ژئوپلیتیکی و در زمان شکلگیری نظم جهانی چند قطبی، نیاز عینی به توسعه بیشتر همکاریهای دوجانبه را نمایان ساخته است.
یکجانبهگرایی آمریکا: محرک اصلی همپیمانیها
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بر مبنای دکترینهای مختلفی شکل گرفته و اهداف رسمی آن شامل “ساخت و حفظ جهانی دموکراتیکتر، امنتر و مرفهتر برای مردم آمریکا و جامعه بینالملل” است. با این حال، رویکرد “یکجانبهگرایی” که به معنای اقدام بدون مشورت یا توافق با سایر کشورها و نهادهای بینالمللی است، به ویژه در دوران اخیر، از سوی منتقدان به عنوان تهدیدی جدی برای حقوق بینالملل و ثبات جهانی مطرح شده است.
ابعاد رویکرد یکجانبهگرایانه و پیامدهای آن
یکجانبهگرایی آمریکا شامل اقداماتی نظیر خروج از معاهدات و پروتکلهای بینالمللی (مانند توافق هستهای برجام یا پیمان آب و هوایی پاریس)، بیاعتنایی به نهادهای سازمان ملل، جنگ تجاری با کشورها و وضع تحریمهای همهجانبه و فراسرزمینی است. این اقدامات، دوام و اثربخشی سازمانها و نهادهای بینالمللی را با مخاطره جدی مواجه ساخته و موجب بدبینی سایر کشورها و کاهش مشروعیت قواعد حقوقی بینالملل شده است. شعار “اول آمریکا” در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به شدت این رویکرد یکجانبهگرایانه را تقویت کرد و به دنبال آن، بسیاری از کشورها به سمت یافتن شرکای جدید و ایجاد موازنههای منطقهای و بینالمللی حرکت کردند.
تقابل شرق و غرب و ظهور نظم چندقطبی
تقابل شرق و غرب دیگر صرفاً یک مرز جغرافیایی نیست، بلکه عمدتاً ابعادی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یافته است. در نگاه عام، شرق به قدرتهای نوظهور آسیایی اطلاق میشود و روسیه، با وجود موقعیت جغرافیایی بین اروپا و آسیا، به دلیل مذهب ارتدوکس و تقابل همیشگی با تفکر لیبرال غربی، مرکز ثقل قطب شرق به حساب میآید. چین نیز با رویکرد محافظهکارانه فرهنگی و مدل اقتصادی دولتی خود، بخشی اساسی از این قطب محسوب میشود.
نقش ایران، روسیه و چین در شکلدهی نظم جدید
ایران، روسیه و چین به همراه دیگر کشورهای نوظهور اقتصادی، از این توانمندی برخوردارند تا با افزایش سطح مراودات و تعاملات اقتصادی، ضمن تأمین نیازهای یکدیگر، گامهای بلندی در فروپاشی هرچه بیشتر نظام یکجانبهگرایی آمریکا بردارند. این کشورها در حال ساختن نظم جدیدی هستند که در آن همکاریهای چندجانبه، جایگزین هژمونی یکجانبه، و احترام متقابل به حاکمیت کشورها، جایگزین تحمیل اراده خواهد شد. این تحول، به سمت جهانی با قدرتهای متعدد و مراکز تصمیمگیری گوناگون حرکت میکند که میتواند به ثبات و تنوع بیشتر در روابط بینالملل منجر شود.
ابعاد همپیمانی ایران و روسیه علیه یکجانبهگرایی آمریکا
همپیمانی ایران و روسیه در چندین حوزه کلیدی در حال تعمیق است که هر یک به نوعی به مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا و تقویت جایگاه دو کشور در نظم جهانی کمک میکند.
همکاریهای سیاسی و استراتژیک
ایران و روسیه در مسائل منطقهای، به ویژه در سوریه، همکاریهای نزدیکی داشتهاند و این همکاریها الگویی برای تعاملات آتی در سایر نقاط خاورمیانه و آسیای مرکزی است. هر دو کشور مخالف حضور نظامی خارجی در خاورمیانه و نزدیک مرزهای ایران هستند و از ابتکارات جدید برای ایجاد یک معماری امنیتی جمعی در منطقه بدون دخالت قدرتهای غربی حمایت میکنند. در ژانویه ۲۰۲۵، رؤسای جمهور ایران و روسیه توافقنامه جامع مشارکت راهبردی ۲۰ ساله را امضا کردند که چشمانداز همکاریهای استراتژیک را در بلندمدت مشخص میکند. عباس عراقچی، وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی، در ژانویه ۲۰۲۵ بیان کرد که ایران و روسیه نقش برجستهای در شکل دادن به نظم نوین جهانی دارند و توافق راهبردی جدید با روسیه تنها جنبه سیاسی ندارد و شامل حوزههای مختلفی از جمله تقویت همکاری در حوزه امنیتی و دفاعی است.
همکاریهای نظامی و امنیتی
ایران تنها کشور در غرب آسیا است که برای پیوستن به سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO)، سازمان پیمان بینالمللی روسیه در پاسخ به ناتو، دعوت شده است. اگرچه ارتش ایران عمدتاً از تسلیحات ساخت داخل استفاده میکند، اما برخی سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته را از روسیه خریداری میکند. در مقابل، ایران نیز با فناوری هواپیماهای بدون سرنشین و سایر فناوریهای نظامی به روسیه کمک کرده است. در سپتامبر ۲۰۲۶، رئیس سرویس فدرال همکاریهای نظامی-فنی روسیه اعلام کرد که پدافند هوایی حوزه اصلی همکاریهای نظامی روسیه و ایران است و همکاریها شامل تجهیزات هوانوردی و سامانههای پدافند هوایی میشود. این تبادلات نظامی به تقویت توان دفاعی هر دو کشور و ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی کمک میکند.
همکاریهای اقتصادی
ایران و روسیه به دلیل تحریمهای گسترده غرب، به شرکای اقتصادی کلیدی یکدیگر تبدیل شدهاند. در ژانویه ۲۰۲۵، توافقنامه جامع ۲۰ ساله راهبردی ایران و روسیه امضا شد که ابعاد اقتصادی مهمی دارد. این توافق شامل برقراری روابط اقتصادی مستقیم بین استانهای دو کشور، تسهیل سرمایهگذاریهای مشترک و پرداختهای دوجانبه با ارزهای ملی (ریال و روبل) است. همچنین راهاندازی ارز دیجیتال برای مبادلات تجاری و اتصال پیامرسانهای بانکی دو کشور (سپام ایران و SPFS روسیه) در دستور کار قرار دارد. هدف اصلی این معاهده، افزایش حجم تجارت دوجانبه به ۳۰ میلیارد دلار در سال است. عضویت دو کشور در سازمان همکاری شانگهای و پیمان بریکس نیز به اهمیت اقتصادی این توافق میافزاید و فرصتهای جدیدی برای توسعه تجارت و سرمایهگذاری فراهم میآورد. کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) که از طریق ایران، روسیه را به بنادر اقیانوس هند متصل میکند، شاهراه گریز مسکو از محاصره لجستیکی و اقتصادی غرب محسوب میشود و برای ایران نیز مزایای ترانزیتی و اقتصادی قابل توجهی دارد.
تحلیل و نکات کلیدی همپیمانی ایران و روسیه
درک عمیقتر از همپیمانی ایران و روسیه مستلزم توجه به چند نکته کلیدی است که ماهیت این رابطه و پیامدهای آن را روشنتر میسازد:
- واقعگرایی و عملگرایی: این همپیمانی عمدتاً بر اساس منافع مشترک و نیازهای متقابل در مواجهه با فشارهای خارجی، به ویژه تحریمهای آمریکا، شکل گرفته است. این یک شراکت عملگرایانه است تا یک اتحاد ایدئولوژیک عمیق، اگرچه همسوییهای فکری نیز وجود دارد.
- چالش هژمونی آمریکا: هر دو کشور به دنبال به چالش کشیدن هژمونی آمریکا و ترویج یک نظم چندقطبی هستند. آنها معتقدند که همکاریهای منطقهای و شکلگیری ائتلافهای دوجانبه یا چندگانه، مهمترین راهکار برای مقابله با سلطهجوییهای آمریکا و ایجاد تعادل قدرت در جهان است.
- تأثیر تحریمها: تحریمهای غرب علیه هر دو کشور، کاتالیزور اصلی برای تعمیق همکاریهای اقتصادی و نظامی آنها بوده است. این همکاریها به دنبال کاهش اثرات تحریمها، ایجاد مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی غرب و توسعه مسیرهای جایگزین تجاری و مالی است.
- نقش ژئوپلیتیکی ایران: موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به عنوان “حلقه اتصال ساختاری” در قلب اوراسیا، آن را به عنصری کلیدی در معادلات قدرت میان روسیه، چین و آمریکا تبدیل کرده است. این موقعیت استراتژیک به ایران امکان میدهد تا نقش مهمی در کریدورهای تجاری و انرژی آینده ایفا کند.
چالشها و محدودیتهای پیش روی همپیمانی
با وجود منافع مشترک و تعمیق همکاریها، همپیمانی ایران و روسیه خالی از چالش و محدودیت نیست. درک این عوامل برای تحلیل واقعبینانه ضروری است:
- رقابتهای تاریخی: اگرچه در حال حاضر منافع مشترک غالب است، اما رقابتهای تاریخی بر سر نفوذ در قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه میتواند در بلندمدت چالشساز باشد.
- عدم تقارن قدرت: روسیه به لحاظ اقتصادی و نظامی قدرت بزرگتری محسوب میشود. این عدم تقارن میتواند در نحوه توزیع منافع و تعیین اولویتها تأثیرگذار باشد.
- فشارهای بینالمللی: هر دو کشور تحت فشارهای شدید بینالمللی قرار دارند که میتواند بر توانایی آنها برای گسترش کامل همکاریها تأثیر بگذارد. تحریمهای ثانویه و تهدیدهای دیپلماتیک ممکن است برخی کشورها را از همکاری با این ائتلاف بازدارد.
- چالشهای داخلی: هر دو کشور با چالشهای اقتصادی و اجتماعی داخلی مواجه هستند که میتواند بر ثبات و تداوم سیاستهای خارجی آنها تأثیر بگذارد.
- نیاز به تنوع شرکا: اتکای بیش از حد به یک یا دو شریک میتواند آسیبپذیریها را افزایش دهد. ایران و روسیه هر دو به دنبال تنوعبخشی به شرکای خود هستند تا ریسکها را کاهش دهند.
جمعبندی: همپیمانی استراتژیک در نظم نوین جهانی
همپیمانی ایران و روسیه علیه یکجانبهگرایی آمریکا، پدیدهای چندوجهی است که ریشههای تاریخی و منافع مشترک کنونی دارد. این شراکت نه تنها در حوزههای سیاسی و نظامی، بلکه در ابعاد اقتصادی نیز در حال تعمیق است و هدف اصلی آن، ایجاد موازنه در برابر هژمونی غرب و شکلدهی به یک نظم چندقطبی جهانی است. درک این همپیمانی مستلزم توجه به پویاییهای منطقهای و جهانی، تحولات سیاست خارجی قدرتهای بزرگ و ظرفیتها و محدودیتهای هر یک از بازیگران است. این تحلیل نشان میدهد که این همپیمانی، فارغ از چالشهای احتمالی، به عنوان یک عامل مهم و تأثیرگذار در تحولات آتی نظام بینالملل عمل خواهد کرد و به سمت جهانی با قدرتهای متوازنتر حرکت میکند. آینده روابط بینالملل بدون در نظر گرفتن این ائتلافهای استراتژیک، قابل تحلیل نخواهد بود.
سؤالات متداول
چرا ایران و روسیه به یکدیگر نزدیک شدهاند؟
همپیمانی ایران و روسیه عمدتاً در واکنش به سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا و تحریمهای غرب علیه هر دو کشور شکل گرفته است. منافع مشترک در حوزههای سیاسی، اقتصادی و نظامی، و هدف ایجاد موازنه در برابر هژمونی غرب، از دلایل اصلی این نزدیکی است.
یکجانبهگرایی آمریکا چه تأثیری بر روابط بینالملل داشته است؟
یکجانبهگرایی آمریکا، شامل اقداماتی نظیر خروج از معاهدات بینالمللی و وضع تحریمهای فراگیر، موجب بدبینی سایر کشورها، کاهش مشروعیت قواعد حقوقی بینالملل و تحریک کشورها به سمت ایجاد ائتلافهای جایگزین برای مقابله با این رویکرد شده است.
همکاریهای اقتصادی ایران و روسیه در چه حوزههایی است؟
همکاریهای اقتصادی شامل تسهیل تجارت با ارزهای ملی، راهاندازی ارز دیجیتال برای مبادلات، اتصال پیامرسانهای بانکی (سپام و SPFS)، و توسعه کریدور حملونقل شمال-جنوب (INSTC) است. هدف افزایش حجم تجارت دوجانبه به ۳۰ میلیارد دلار در سال است.
نقش این همپیمانی در شکلگیری نظم نوین جهانی چیست؟
این همپیمانی به همراه سایر قدرتهای نوظهور، به دنبال به چالش کشیدن نظام تکقطبی و ترویج یک نظم چندقطبی است که در آن همکاریهای چندجانبه و احترام متقابل جایگزین هژمونی و تحمیل اراده خواهد شد.
چه چالشهایی پیش روی همپیمانی ایران و روسیه وجود دارد؟
چالشها شامل رقابتهای تاریخی، عدم تقارن قدرت اقتصادی و نظامی، فشارهای شدید بینالمللی و تحریمها، چالشهای داخلی هر دو کشور و نیاز به تنوعبخشی به شرکا برای کاهش آسیبپذیریها است.
آیا این همپیمانی صرفاً ضدآمریکایی است؟
اگرچه مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا یکی از محرکهای اصلی است، اما این همپیمانی بر پایه منافع استراتژیک و عملگرایانه دو کشور در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیز استوار است و به دنبال تقویت جایگاه آنها در یک نظم جهانی در حال تغییر است.


اولین دیدگاه را بنویس
تجربه، سؤال یا نظر مرتبطت را با احترام بنویس.