در دنیای امروز که ارتباطات دیجیتال نقش محوری در زندگی روزمره و تعاملات اجتماعی ایفا میکند، نحوه حضور و فعالیت نهادهای دولتی در بستر شبکههای اجتماعی اهمیت فزایندهای یافته است. در ایران، این موضوع همواره با پیچیدگیها و چالشهای خاص خود روبرو بوده است. اما در یک تحول قابل توجه، ممنوعیت چندین ساله برای فعالیت رسمی دستگاههای اجرایی در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی غیربومی برداشته شده است. این تصمیم که در شهریور ماه ۱۴۰۵ (سپتامبر ۲۰۲۶) توسط ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی به ریاست معاون اول رئیسجمهور اتخاذ گردید، نشانهای از تغییر رویکرد در سیاستگذاری فضای مجازی کشور است. این مقاله به بررسی عمیق ابعاد این تحول، چرایی آن، پیامدهای احتمالی و چالشهای پیش رو میپردازد.
لغو ممنوعیت شبکههای اجتماعی دولتی ایران: پایان یک “خودتحریمی” ارتباطی
تصمیم اخیر ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی، نقطه عطفی در تاریخ ارتباطات دیجیتال دولتی ایران محسوب میشود. پیش از این، بخشنامهای که در فروردین ۱۳۹۷ (آوریل ۲۰۱۸) صادر شده بود، تمامی نهادها و موسسات دولتی و عمومی غیردولتی را ملزم میکرد که فعالیتهای تبلیغاتی و اطلاعرسانی خود را صرفاً از طریق پیامرسانهای داخلی مورد تأیید وزارت ارتباطات انجام دهند. این بخشنامه، که در پی فیلترینگ تلگرام صادر شد، عملاً دسترسی و حضور رسمی دولت را در پلتفرمهای پرمخاطب خارجی محدود کرده بود.
عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهور، با اعلام خبر لغو این ممنوعیت، آن را پایان یک “خودتحریمی” چندین ساله در حوزه ارتباطات دولتی توصیف کرد. مفهوم “خودتحریمی” در اینجا به وضعیتی اشاره دارد که دولت خود را از ابزارهای ارتباطی مؤثر و پرمخاطب محروم کرده بود، در حالی که بخش قابل توجهی از مردم در این پلتفرمها حضور فعال داشتند. این محدودیت، توانایی دولت را برای پاسخگویی سریع به شایعات، اطلاعرسانی شفاف و برقراری ارتباط مستقیم با افکار عمومی در بزنگاههای حساس کاهش داده بود.
مصوبه جدید به دستگاههای دولتی اجازه میدهد تا برای پاسخگویی و مقابله با شایعات، مستقیماً در سکوهایی که مردم حضور دارند، فعال شوند. این گام، تلاشی برای بازگرداندن مرجعیت خبری به نهادهای مسئول و اطمینان از دسترسی شهروندان به اطلاعات صحیح از منابع رسمی است. در واقع، دولت قصد دارد با حضور فعال در این فضاها، از انتشار اطلاعات نادرست جلوگیری کرده و روایت رسمی را به طور مستقیم به مخاطبان ارائه دهد.
ارتباطات دولتی در تلگرام و پلتفرمهای خارجی: بازگشت به “دنیای واقعی مردم”
یکی از جنبههای مهم این تصمیم، رسمیت بخشیدن به حضوری است که پیش از این به صورت غیررسمی یا نیمهرسمی وجود داشت. با وجود فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی خارجی نظیر تلگرام، اینستاگرام و ایکس (توییتر) برای عموم مردم، بسیاری از مقامات، نهادها و حتی برخی از دستگاههای دولتی در سالهای اخیر به طرق مختلف در این پلتفرمها حضور و فعالیت داشتهاند. این حضور عمدتاً برای اطلاعرسانیهای شخصی، ارتباط با مخاطبان خاص یا حتی رصد فضای مجازی صورت میگرفت.
لغو ممنوعیت اخیر، این حضور را از حالت غیررسمی خارج کرده و به آن مشروعیت میبخشد. این اقدام به دولت اجازه میدهد تا با تدوین استراتژیهای مشخص و با رعایت چارچوبهای قانونی، به صورت سازمانیافته در این سکوها فعالیت کند. هدف اصلی، همانطور که اشاره شد، برقراری ارتباط مستقیم با مردم در پلتفرمهایی است که مخاطبان گستردهای در آن حضور دارند. تلگرام، با وجود فیلترینگ، همچنان یکی از پرمخاطبترین پیامرسانها در ایران است و حضور رسمی دولت در آن میتواند تأثیر قابل توجهی بر نحوه اطلاعرسانی و دریافت بازخورد از سوی شهروندان داشته باشد.
این رویکرد جدید، تلاشی برای پر کردن شکاف ارتباطی میان دولت و مردم در فضای مجازی است. با حضور فعال و رسمی، انتظار میرود که دولت بتواند در مواقع بحران، اطلاعات را سریعتر منتقل کند، به پرسشها پاسخ دهد و با شفافیت بیشتری عمل کند. این به معنای بازگشت دولت به “دنیای واقعی مردم” است؛ جایی که بخش عمدهای از تعاملات و تبادل اطلاعات در آن صورت میگیرد.
سیاست رسانهای جدید ایران و چشمانداز “ایرانبوم”
تصمیم اخیر در مورد شبکههای اجتماعی، صرفاً یک تغییر جزئی نیست، بلکه بخشی از یک رویکرد گستردهتر و جامعتر در سیاستگذاری فضای مجازی و توسعه دولت الکترونیک در ایران است. دولت چهاردهم برنامههای بلندپروازانهای برای تحول دیجیتال کشور دارد و طرح ملی “ایرانبوم” یا زیستبوم دیجیتال ملی در کانون این برنامهها قرار دارد.
طرح “ایرانبوم” با هدف ارائه تمامی خدمات دولتی بر بستر پلتفرمی هوشمند، پیشرفته و مبتنی بر هوش مصنوعی تا پایان دوره این دولت تدوین شده است. این طرح، فراتر از صرفاً حضور در شبکههای اجتماعی، به دنبال ایجاد یک اکوسیستم دیجیتال یکپارچه است که بتواند کاغذبازیهای اداری را حذف، فساد را کاهش و امور شهروندان را تسهیل کند. استفاده از هوش مصنوعی در این طرح، نویدبخش ارائه خدمات شخصیسازیشده و کارآمدتر به مردم است.
همچنین، در راستای این تحولات، معاون اول رئیسجمهور به وزارت ارتباطات دستور داده است تا تمامی آییننامهها و قوانین متناقض و مانع توسعه دیجیتال را شناسایی و اصلاح کند. این دستور نشاندهنده اذعان به وجود ناهماهنگیها و موانع قانونی در مسیر توسعه فضای مجازی کشور است که میتواند سرعت پیشرفت را کند کند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که بحثها در مورد ناکارآمدی فیلترینگ و تأثیرات منفی آن بر کیفیت اینترنت و اقتصاد دیجیتال در کشور رو به افزایش است. وزیر ارتباطات وضعیت فعلی فیلترینگ را “بدترین وضعیت ممکن” توصیف کرده و خواستار بسته شدن پرونده فیلترینگ شده است. این اظهارات، نشاندهنده تغییر دیدگاه در سطوح بالای دولتی نسبت به چالشهای موجود در فضای مجازی است و میتواند زمینهساز اصلاحات عمیقتر در آینده باشد.
شورای عالی فضای مجازی به عنوان عالیترین نهاد سیاستگذار در حوزه اینترنت، نقش کلیدی در تعیین قوانین و اعمال فیلترینگ دارد. مصوبه این شورا در بهمن ۱۴۰۲ (فوریه ۲۰۲۴) بر افزایش سهم ترافیک داخلی و مقابله با فیلترشکنها تأکید دارد و هرگونه تبلیغ اشخاص حقوقی در سکوهای خارجی غیرمجاز را ممنوع کرده است. این موضوع، تضادی آشکار با تصمیم اخیر دولت در مورد لغو ممنوعیت فعالیت رسمی در شبکههای خارجی ایجاد میکند که نیازمند هماهنگی و حل و فصل در سطوح بالاتر است.
پارادوکس فیلترینگ: چالش اصلی در تعامل دولت با شبکههای اجتماعی خارجی
یکی از نقاط کلیدی و در عین حال چالشبرانگیز در بحث فعالیت دولت در شبکههای اجتماعی خارجی، مسئلهای است که به عنوان “پارادوکس فیلترینگ” شناخته میشود. این پارادوکس به معنای دوگانگی آشکار میان دسترسی و فعالیت آزادانه مقامات و نهادهای دولتی در پلتفرمهای بینالمللی، در حالی است که همین پلتفرمها برای عموم شهروندان فیلتر و محدود شدهاند.
این دوگانگی همواره مورد انتقاد جدی از سوی کارشناسان، فعالان مدنی و بخش خصوصی بوده است. بسیاری این وضعیت را به عنوان یک “آشفتگی حقوقی و بینظمی در فضای دیجیتال کشور” توصیف کردهاند. اتاق بازرگانی ایران نیز بارها نسبت به این پارادوکس هشدار داده و معتقد است که دوگانگی میان دسترسی دولتی و ممنوعیت عمومی، نه توجیه اقتصادی دارد و نه توجیه اجرایی. به باور این نهاد، این وضعیت هزینههای پنهانی گزافی را به اقتصاد دیجیتال کشور، کسبوکارهای نوپا و حتی روابط بینالمللی ایران تحمیل میکند.
تصمیم اخیر برای لغو ممنوعیت فعالیت رسمی دستگاههای دولتی در پلتفرمهای خارجی، تا حدی تلاشی برای حل این پارادوکس و ایجاد یک نوع هماهنگی در رویکرد دولت است. با این حال، تا زمانی که فیلترینگ برای عموم مردم پابرجاست، این پارادوکس به طور کامل حل نخواهد شد و ممکن است به عنوان نمادی از نابرابری در دسترسی به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی تلقی شود.
البته این تصمیم با مخالفتهایی نیز روبرو شده است. محمدامین الهداد، رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی، این مصوبه را در تعارض با مصوبات پیشین شورای عالی فضای مجازی دانسته و نسبت به مخاطرات امنیتی و آسیب به زیستبوم داخلی و پیامرسانهای بومی هشدار داده است. او معتقد است که این اقدام میتواند انگیزه سرمایهگذاری در بهبود کیفیت و امنیت پیامرسانهای داخلی را تضعیف کند و به “تسلیم تدریجی بازار ایران به سکوهای خارجی” منجر شود. این دیدگاه، نگرانیهایی را در مورد آینده پلتفرمهای بومی و امنیت دادهها در فضای مجازی مطرح میکند.
نکات کلیدی و اطلاعات بهروز درباره این تحول
برای درک جامع این تحول، توجه به نکات کلیدی زیر ضروری است:
- تاریخ لغو ممنوعیت: مصوبه لغو ممنوعیت استفاده دستگاههای دولتی از پیامرسانهای غیربومی در شهریور ۱۴۰۵ (سپتامبر ۲۰۲۶) توسط ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی به تصویب رسیده است.
- هدف اصلی: برقراری ارتباط مستقیم و بیواسطه با مردم در پلتفرمهایی که مخاطبان در آن حضور دارند، مقابله فعال با شایعات و بازگرداندن مرجعیت خبری به منابع رسمی و موثق دولتی.
- ارتباط با طرح ایرانبوم: این تصمیم در راستای طرح بزرگتر و جامعتر “ایرانبوم” برای توسعه دولت الکترونیک، هوشمندسازی خدمات دولتی و ارائه خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی است. این طرح به دنبال تحول ساختاری در ارائه خدمات دولتی است.
- تناقضات قانونی: دستور به وزارت ارتباطات برای شناسایی و اصلاح قوانین و آییننامههای متناقض و مانع توسعه دیجیتال، نشاندهنده اذعان به وجود چالشهای قانونی و نیاز به یکپارچهسازی سیاستها در این حوزه است.
- مخالفان و نگرانیها: برخی نهادها و کارشناسان، از جمله مرکز ملی فضای مجازی، این تصمیم را با سیاستهای حمایت از پلتفرمهای داخلی و ملاحظات امنیت ملی در تضاد میدانند و نسبت به پیامدهای آن هشدار میدهند.
- وضعیت فیلترینگ برای عموم: با وجود این تغییر مهم برای دستگاههای دولتی، وضعیت فیلترینگ برای عموم مردم همچنان پابرجاست. این دوگانگی همچنان یکی از مهمترین نقاط بحث و انتقاد در فضای مجازی کشور باقی مانده است.
جمعبندی: تعادل میان ارتباطات، حاکمیت دیجیتال و انتظارات عمومی
لغو ممنوعیت فعالیت رسمی دستگاههای دولتی ایران در شبکههای اجتماعی خارجی، یک گام مهم و رو به جلو در مسیر پایان دادن به یک “خودتحریمی” ارتباطی و تلاش برای برقراری ارتباط مؤثرتر با شهروندان است. این تصمیم، فرصتی را برای دولت فراهم میکند تا با شفافیت بیشتر و سرعت عمل بالاتر، به شایعات پاسخ دهد، اطلاعات صحیح را منتشر کند و با افکار عمومی در تعامل باشد.
با این حال، موفقیت این سیاست جدید به عوامل متعددی بستگی دارد. هماهنگی میان نهادهای مختلف سیاستگذار، توانایی دولت در حل تناقضات قانونی (به ویژه با مصوبات شورای عالی فضای مجازی) و ایجاد اعتماد عمومی در فضای مجازی از جمله این عوامل کلیدی هستند. “پارادوکس فیلترینگ” که در آن دولت به پلتفرمهایی دسترسی دارد که برای مردم فیلتر شدهاند، همچنان یک چالش اساسی است که نیازمند راهکارهای جامع و بلندمدت است.
در نهایت، این تحول را باید در چارچوب چشمانداز گستردهتر “ایرانبوم” و تلاش برای توسعه دولت الکترونیک و هوشمندسازی خدمات دولتی در نظر گرفت. چگونگی مدیریت این تغییرات، تعادل میان حمایت از پلتفرمهای داخلی و استفاده بهینه از ظرفیتهای پلتفرمهای خارجی، و همچنین پاسخگویی به انتظارات عمومی در زمینه دسترسی آزاد به اطلاعات، آینده فضای مجازی و ارتباطات دولتی در ایران را رقم خواهد زد. این تصمیم، آغازگر فصلی جدید در تعامل دولت با فضای دیجیتال است که نیازمند پایش و ارزیابی مستمر خواهد بود.
سؤالات متداول
چرا دولت ایران ممنوعیت فعالیت رسمی در شبکههای اجتماعی خارجی را لغو کرد؟
این ممنوعیت با هدف برقراری ارتباط مستقیم با مردم در پلتفرمهای پرمخاطب، پاسخگویی سریع به شایعات و بازگرداندن مرجعیت خبری به نهادهای رسمی اتخاذ شده است. این اقدام به مثابه پایان یک "خودتحریمی" ارتباطی تلقی میشود که دولت را از تعامل مؤثر با افکار عمومی بازمیداشت.
"پارادوکس فیلترینگ" در زمینه ارتباطات دولتی به چه معناست؟
"پارادوکس فیلترینگ" به دوگانگی میان دسترسی و فعالیت آزادانه مقامات و نهادهای دولتی در پلتفرمهای بینالمللی اشاره دارد، در حالی که همین پلتفرمها برای عموم شهروندان فیلتر و محدود شدهاند. این وضعیت مورد انتقاد کارشناسان و بخش خصوصی است.
طرح "ایرانبوم" چه ارتباطی با این تصمیم جدید دارد؟
تصمیم لغو ممنوعیت، بخشی از رویکرد گستردهتر دولت برای توسعه دیجیتال و طرح ملی "ایرانبوم" است. "ایرانبوم" به دنبال ارائه تمامی خدمات دولتی بر بستر پلتفرمی هوشمند و مبتنی بر هوش مصنوعی است و این تصمیم در راستای تسهیل ارتباطات در این زیستبوم جدید است.
آیا لغو ممنوعیت برای دستگاههای دولتی به معنای رفع فیلترینگ برای عموم مردم است؟
خیر، لغو ممنوعیت تنها برای فعالیت رسمی دستگاههای دولتی است و وضعیت فیلترینگ برای عموم مردم همچنان پابرجاست. این دوگانگی همچنان به عنوان یک چالش و محل بحث باقی مانده است.
چه نگرانیهایی در مورد این تصمیم جدید وجود دارد؟
برخی نهادها و کارشناسان، از جمله مرکز ملی فضای مجازی، این تصمیم را در تعارض با سیاستهای حمایت از پلتفرمهای داخلی و ملاحظات امنیت ملی میدانند. آنها نگران تضعیف انگیزه سرمایهگذاری در پیامرسانهای بومی و آسیب به زیستبوم داخلی هستند.


اولین دیدگاه را بنویس
تجربه، سؤال یا نظر مرتبطت را با احترام بنویس.