مقامات رسمی ایران به صراحت اذعان کردهاند که برای جبران کسری بودجه، ناگزیر به چاپ پول هستند. این اقدام که به معنای افزایش پایه پولی و نقدینگی است، مستقیماً به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم منجر میشود. ریشههای این چالش در ساختار اقتصاد ایران، از جمله وابستگی به نفت، تحریمها و ناکارآمدیهای داخلی، نهفته است و مهار آن نیازمند اصلاحات جامع و پایدار اقتصادی است.
اعتراف رسمی به چاپ پول برای جبران کسری بودجه
در سالهای اخیر، موضوع چاپ پول برای جبران کسری بودجه و ارتباط آن با افزایش تورم، به یکی از مباحث اصلی در محافل اقتصادی ایران تبدیل شده است. یکی از مهمترین تحولات، اذعان صریح مقامات دولتی به این واقعیت است که نشاندهنده پذیرش رسمی این چالش اقتصادی است.
اظهارات مقامات دولتی
- معاون اجرایی رئیسجمهور: محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور (دولت پزشکیان)، در مرداد ۱۴۰۵ (اوت ۲۰۲۶) بهصراحت بیان کرد: «به دلیل اینکه بودجهمان ناتراز است، مجبوریم پول چاپ کنیم. پول که چاپ میشود خودش تورم ایجاد میکند. تا این دو مورد حل نشود، تورم کماکان ادامه دارد.» این اظهارات، تاییدی بر ارتباط مستقیم کسری بودجه و چاپ پول است.
- رئیس کل سابق بانک مرکزی: پیش از این نیز عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی در دولت روحانی، در خرداد ۱۴۰۰ (مه ۲۰۲۱) اعتراف کرده بود که در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، بخشهایی از بودجه دولت از طریق درآمدهای تسعیر صندوق توسعه ملی تامین شده که به گفته وی، به زبان سادهتر به معنای چاپ پول و نتیجه آن تورم بوده است. او همچنین اذعان داشت که بانک مرکزی در آن مقاطع تحت فشار شدید برای چاپ پول بوده است.
گزارشهای نهادهای نظارتی
گزارش دیوان محاسبات کشور نیز نشان میدهد که در سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴-۲۰۲۵)، بخشی از کسری بودجه ۴۰ هزار میلیارد تومانی دولت از طریق تنخواه بانک مرکزی جبران شده است. تنخواه بانک مرکزی، به معنای افزایش پایه پولی و در عمل، معادل چاپ پول است که به افزایش نقدینگی در اقتصاد منجر میشود.
کسری بودجه ایران: ریشهها و ابعاد
کسری بودجه، پدیدهای است که زمانی رخ میدهد که هزینههای دولت از درآمدهای آن پیشی میگیرد. این پدیده در ایران به یک چالش ساختاری و مزمن تبدیل شده و عوامل متعددی در ایجاد و تشدید آن نقش دارند.
عوامل اصلی ایجاد کسری بودجه
- وابستگی به نفت: اقتصاد ایران به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است. نوسانات قیمت نفت در بازارهای جهانی و تحریمهای بینالمللی که فروش نفت را محدود میکنند، به طور مستقیم بر درآمدهای دولت تاثیر منفی میگذارند و ناترازی بودجه را تشدید میکنند.
- حجم بزرگ دولت و هزینههای جاری: اندازه بزرگ دولت و هزینههای جاری بالا، از جمله حقوق و دستمزد کارکنان و هزینههای عملیاتی، بخش قابل توجهی از بودجه را به خود اختصاص میدهد و انعطافپذیری دولت برای مدیریت مالی را کاهش میدهد.
- یارانههای پنهان و آشکار: یارانههای گسترده (مانند یارانههای انرژی) که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به مصرفکنندگان پرداخت میشود، بار سنگینی بر دوش بودجه دولت میگذارد و یکی از عوامل اصلی ناترازی است.
- تحریمهای بینالمللی: تحریمها با کاهش درآمدهای ارزی، محدود کردن تجارت خارجی، و ایجاد موانع در نقل و انتقال مالی، توانایی دولت برای تامین مالی را به شدت کاهش میدهند.
- ناکارآمدی سیاستگذاری داخلی: ضعف در برآورد دقیق درآمدها، مدیریت ناکارآمد مخارج، و عدم موفقیت در مولدسازی داراییهای دولتی، به تشدید کسری بودجه دامن میزند.
- بحران صندوقهای بازنشستگی: وابستگی فزاینده صندوقهای بازنشستگی به بودجه عمومی دولت برای پرداخت مستمریها، بار مالی سنگینی را بر دوش بودجه میگذارد و کسری بودجه را افزایش میدهد.
آمار و برآوردهای کسری بودجه
برآوردها و گزارشهای مختلف، ابعاد گسترده کسری بودجه در سالهای اخیر را نشان میدهند:
- سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴-۲۰۲۵): بر اساس گزارش دیوان محاسبات، کسری بودجه دولت در این سال ۴۰ هزار میلیارد تومان بوده که از تنخواه بانک مرکزی تامین شده است. گزارشهای دیگر از کسری بودجه ۷۹۱ هزار میلیارد تومانی حکایت دارند که با فروش اوراق مازاد و استقراض ۴۶۱ هزار میلیارد تومانی از صندوق توسعه ملی جبران شده است.
- سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵-۲۰۲۶): برآوردها از کسری بودجه حداقل ۸۰۰ هزار میلیارد تومانی برای این سال حکایت دارد. صندوق بینالمللی پول این رقم را تا ۱۸۰۰ هزار میلیارد تومان نیز تخمین زده است که نشاندهنده عمق چالش است.
- سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶-۲۰۲۷): بر اساس لایحه بودجه پیشنهادی ۱۴۰۵، کسری عملیاتی ۵۹.۹ هزار میلیارد ریالی (حدود ۶ هزار میلیارد تومان) برای دولت پیشبینی شده است.
چرخه معیوب چاپ پول و تورم در ایران
رابطه بین چاپ پول و تورم در ایران، یک چرخه معیوب و یکی از اصلیترین دلایل تورم مزمن و بالا در کشور است. این رابطه پیامدهای جدی بر اقتصاد و معیشت مردم دارد.
مکانیزم ایجاد تورم از طریق چاپ پول
هنگامی که دولت برای جبران کسری بودجه خود به چاپ پول (افزایش پایه پولی و نقدینگی) روی میآورد، حجم پول در گردش اقتصاد افزایش مییابد. در شرایطی که تولید کالا و خدمات در کشور به همان نسبت افزایش نمییابد، تقاضا از عرضه پیشی گرفته و این عدم توازن، به افزایش عمومی سطح قیمتها یا همان تورم منجر میشود. این امر به کاهش ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم منجر میشود و به مرور زمان، پساندازها و درآمدها را بیارزش میکند.
تورم ساختاری در ایران
تورم در ایران یک پدیده ساختاری است که ریشههای عمیقی دارد و همواره در سطحی بالاتر از متوسط جهانی قرار گرفته است. عوامل متعددی از جمله تحریمها، ناترازی بودجه، ناترازی بانکها و انتظارات تورمی، به تداوم این پدیده دامن میزنند. صندوق بینالمللی پول، ایران را در میان کشورهایی با بالاترین نرخ تورم جهان قرار داده است.
آمار اخیر تورم و نقدینگی
- تورم نقطهبهنقطه: در مرداد ۱۴۰۵ (اوت ۲۰۲۶)، تورم نقطهبهنقطه کشور ۸۹ درصد بوده است. این به آن معناست که خانوارها به طور میانگین ۸۹ درصد بیشتر از مرداد ۱۴۰۴ برای خرید یک سبد کالا و خدمات یکسان هزینه کردهاند.
- تورم گروه خوراکیها: در گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» که بخش مهمی از سبد مصرفی خانوارها را تشکیل میدهد، این رقم به ۱۲۷.۵ درصد رسیده است که نشاندهنده فشار شدید تورمی بر اقلام اساسی است.
- رشد نقدینگی: رشد نقدینگی نیز به ۴۷ درصد رسیده که نشاندهنده فشار پولی بالا در اقتصاد است. افزایش نقدینگی بدون پشتوانه تولید، یکی از عوامل کلیدی در تشدید تورم است.
سیاستهای اقتصادی دولت برای مهار چالشها
دولت ایران برای مهار تورم و کنترل کسری بودجه، سیاستها و راهکارهایی را در نظر گرفته یا پیشنهاد کرده است که برای دستیابی به ثبات اقتصادی، اجرای مؤثر آنها حیاتی است.
۱. اصلاح سیاستهای پولی و کنترل نقدینگی
این شامل اقداماتی مانند افزایش نرخ سود بانکی برای جذابتر کردن سپردهگذاری، فروش اوراق قرضه دولتی برای جمعآوری نقدینگی از بازار، و محدود کردن وامدهی بیضابطه بانکها میشود. هدف از این سیاستها، کاهش حجم پول در گردش و در نتیجه، مهار تورم است. با این حال، فشار دولت برای تامین کسری بودجه از طریق بانک مرکزی، اثربخشی این سیاستها را کاهش میدهد.
۲. کاهش کسری بودجه و اصلاح نظام مالیاتی
کاهش هزینههای غیرضروری دولت، جلوگیری از فرار مالیاتی از طریق بهبود سامانههای نظارتی، و افزایش درآمدهای پایدار مانند مالیات (به جای درآمدهای نفتی ناپایدار)، از ابزارهای مهم برای کنترل کسری بودجه است. همچنین، مولدسازی داراییهای دولتی و واگذاری آنها به بخش خصوصی میتواند به کاهش بار مالی دولت کمک کند.
۳. اصلاح نظام بانکی
ناترازی بانکها به عنوان یکی از عوامل خلق نقدینگی و فشار تورمی شناخته میشود. اصلاح ترازنامه بانکها، افزایش نظارت بر اضافه برداشتها از بانک مرکزی، و جلوگیری از خلق اعتبار بیضابطه توسط بانکها، ضروری است. معاون اجرایی رئیسجمهور نیز ۶۷ درصد عامل تورم را ناترازی بانکها دانست که نشاندهنده اهمیت این بخش است.
۴. مدیریت انتظارات تورمی
شفافسازی سیاستهای اقتصادی، اطلاعرسانی دقیق و به موقع، و ایجاد اعتماد عمومی به سیاستهای دولت و بانک مرکزی، در مدیریت انتظارات تورمی نقش مهمی دارد. انتظارات تورمی بالا میتواند به یک عامل خودتحققبخش تبدیل شده و تورم را تشدید کند.
۵. تثبیت بازار ارز
ثبات در سیاستهای ارزی و جلوگیری از نوسانات شدید نرخ ارز، میتواند از شکلگیری چرخه منفی تورم جلوگیری کند. نوسانات ارزی به سرعت به افزایش قیمت کالاهای وارداتی و سپس سایر کالاها منجر میشود.
۶. اصلاحات ساختاری
کارشناسان بر لزوم اصلاحات ساختاری عمیق در بودجه، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، کوچکسازی دولت، و بهبود فضای کسبوکار برای جذب سرمایهگذاری و افزایش تولید تاکید دارند. این اصلاحات بلندمدت، پایههای اقتصاد را تقویت کرده و به مهار پایدار تورم کمک میکنند.
۷. حذف چهار صفر از پول ملی
این طرح که از دولتهای قبل مطرح بوده، مجدداً در کمیسیون اقتصادی مجلس بررسی و تصویب شده است. اگرچه این اقدام میتواند اثرات روانی مثبتی داشته باشد و سهولت در مبادلات را افزایش دهد، اما بدون اصلاحات ساختاری اقتصادی و مهار واقعی تورم، به تنهایی موجب کاهش قطعی تورم نخواهد شد و صرفاً یک تغییر ظاهری در واحد پول است.
اشتباهات رایج در تحلیل چاپ پول و تورم
در بحثهای عمومی و حتی برخی تحلیلها، ممکن است برخی اشتباهات رایج در درک مفهوم چاپ پول و ارتباط آن با تورم رخ دهد که نیازمند شفافسازی است.
۱. خلط چاپ پول فیزیکی و خلق پول اعتباری
اغلب منظور از «چاپ پول» در بحثهای اقتصادی که به تورم منجر میشود، صرفاً چاپ فیزیکی اسکناس نیست. چاپ فیزیکی اسکناس (که مسئولیت آن با سازمان تولید اسکناس و مسکوک زیر نظر بانک مرکزی است) تنها بخش کوچکی از افزایش حجم پول در گردش را شامل میشود. بخش عمده «خلق پول» در سیستم بانکی و از طریق اعطای وامها و اعتبارات رخ میدهد که به افزایش پایه پولی و نقدینگی (پول اعتباری) منجر میشود. وقتی دولت از بانک مرکزی استقراض میکند یا اوراق بهادار خود را به بانکها میفروشد و بانک مرکزی آنها را میخرد، پایه پولی افزایش یافته و این خود منجر به خلق پول بیشتر در شبکه بانکی میشود.
۲. نادیده گرفتن ریشههای ساختاری تورم
یکی دیگر از اشتباهات رایج، صرفاً تقلیل دادن تورم به چاپ پول بدون توجه به ریشههای عمیقتر و ساختاری آن است. تورم در ایران پدیدهای چندوجهی است که علاوه بر افزایش نقدینگی، تحت تاثیر عواملی چون تحریمهای بینالمللی، وابستگی به درآمدهای نفتی، ناکارآمدی در تخصیص منابع، ناترازی بانکها، و انتظارات تورمی قرار دارد. نادیده گرفتن این عوامل، منجر به ارائه راهحلهای ناقص و ناکارآمد خواهد شد.
۳. تصور راهحلهای سادهانگارانه
برخی بر این باورند که با یک راهکار ساده (مثلاً صرفاً حذف صفر از پول ملی یا توقف چاپ پول به صورت دستوری) میتوان تورم را مهار کرد. در حالی که تجربه جهانی و تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که مهار تورم نیازمند اصلاحات جامع، هماهنگ و پایدار در سیاستهای پولی، مالی، ارزی و ساختاری اقتصاد است. راهحلهای تکبعدی و سادهانگارانه معمولاً به نتایج مطلوب نمیرسند و حتی ممکن است عوارض جانبی ناخواستهای ایجاد کنند.
جمعبندی و چشمانداز
اعتراف ایران به چاپ پول به دلیل کسری بودجه، نشاندهنده یک چالش اقتصادی عمیق و چندوجهی است که ریشههای ساختاری و تاریخی دارد. این پدیده، که به طور مستقیم به افزایش نقدینگی و تشدید تورم منجر میشود، زندگی روزمره و قدرت خرید مردم را تحت تاثیر قرار داده است. مهار این چرخه معیوب نیازمند یک رویکرد جامع و پایدار است که صرفاً بر کنترل نقدینگی متمرکز نباشد، بلکه به ریشههای کسری بودجه و عوامل ساختاری تورم نیز بپردازد.
سیاستهای اقتصادی دولت باید بر کاهش وابستگی به نفت، اصلاح ساختار بودجه، افزایش درآمدهای پایدار (مانند مالیات)، اصلاح نظام بانکی، و بهبود فضای کسبوکار متمرکز شوند. مدیریت انتظارات تورمی و تثبیت بازار ارز نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. تنها با اجرای مجموعهای از اصلاحات عمیق و هماهنگ میتوان به ثبات اقتصادی دست یافت و از پیامدهای تورمزا و مخرب چاپ پول برای جبران کسری بودجه جلوگیری کرد. دستیابی به این اهداف، نیازمند اراده سیاسی قوی و همراهی تمامی نهادهای اقتصادی کشور است تا مسیری پایدار برای رشد و توسعه اقتصادی فراهم شود.
سؤالات متداول
چرا دولت ایران مجبور به چاپ پول میشود؟
دولت ایران به دلیل کسری بودجه مزمن، یعنی پیشی گرفتن هزینهها از درآمدها، مجبور به استقراض از بانک مرکزی میشود که این امر به افزایش پایه پولی و در عمل، چاپ پول منجر میشود. این کسری بودجه ریشه در عواملی چون وابستگی به نفت، تحریمها و هزینههای بالای دولت دارد.
چاپ پول چگونه بر تورم تاثیر میگذارد؟
هنگامی که پول بدون پشتوانه افزایش تولید کالا و خدمات چاپ میشود، حجم نقدینگی در اقتصاد بالا میرود. این افزایش نقدینگی، تقاضا را از عرضه پیشی داده و منجر به افزایش عمومی سطح قیمتها (تورم) و کاهش ارزش پول ملی میشود.
سیاستهای اصلی دولت برای مهار تورم و کسری بودجه چیست؟
سیاستهای دولت شامل اصلاح سیاستهای پولی (کنترل نقدینگی، افزایش نرخ سود)، کاهش کسری بودجه (اصلاح نظام مالیاتی، کاهش هزینهها)، اصلاح نظام بانکی، مدیریت انتظارات تورمی، تثبیت بازار ارز و انجام اصلاحات ساختاری در اقتصاد است.
آیا حذف صفر از پول ملی میتواند تورم را مهار کند؟
حذف صفر از پول ملی (مانند حذف چهار صفر) بیشتر یک اقدام روانشناختی و تسهیلکننده مبادلات است. بدون اصلاحات ساختاری عمیق اقتصادی و مهار واقعی عوامل تورمزا، این اقدام به تنهایی نمیتواند تورم را به طور پایدار کاهش دهد و صرفاً یک تغییر ظاهری خواهد بود.
تفاوت بین چاپ پول و خلق پول چیست؟
چاپ پول به معنای افزایش فیزیکی اسکناس است، در حالی که خلق پول به معنای افزایش حجم نقدینگی در اقتصاد است که عمدتاً از طریق اعطای وامها و اعتبارات توسط بانکها و افزایش پایه پولی توسط بانک مرکزی رخ میدهد. در بحثهای اقتصادی، منظور از «چاپ پول» که منجر به تورم میشود، معمولاً افزایش پایه پولی و نقدینگی است.


اولین دیدگاه را بنویس
تجربه، سؤال یا نظر مرتبطت را با احترام بنویس.