ابرتورم، پدیدهای اقتصادی است که کمتر کشوری آرزوی تجربه آن را دارد. این وضعیت، با افزایش سرسامآور و غیرقابل کنترل سطح عمومی قیمتها و کاهش شدید ارزش پول ملی، به سرعت تمامی ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تحتالشعاع قرار میدهد. در شرایطی که تورم عادی به تدریج قدرت خرید را کاهش میدهد، ابرتورم همچون سونامی عمل کرده و بنیانهای اقتصادی را در هم میکوبد. در ایران، با توجه به دههها تورم بالا و نوسانات شدید اقتصادی، درک عمیق از این پدیده و پیامدهای آن بر زندگی روزمره مردم از اهمیت حیاتی برخوردار است.
این مقاله به بررسی جامع مفهوم ابرتورم، علل ریشهای آن و تأثیرات مخربش بر شاخصهای کلیدی معیشت مردم ایران میپردازد. ما به تفصیل چگونگی تأثیر این پدیده بر دستمزدهای ناکافی، نوسانات افسارگسیخته ارزی، بحران اجارهبها، کارایی وام ودیعه مسکن و در نهایت، سقوط فاجعهبار قدرت خرید مردم را تحلیل خواهیم کرد. هدف، ارائه یک دیدگاه حرفهای، روان و کاربردی است تا مخاطبان فارسیزبان بتوانند با ابعاد پیچیده این چالش اقتصادی آشنا شوند و درک بهتری از وضعیت موجود و راهکارهای احتمالی به دست آورند.
۱. مفهوم ابرتورم و تفاوت آن با تورم عادی

در ادبیات اقتصادی، ابرتورم (Hyperinflation) به حالتی اطلاق میشود که نرخ تورم ماهانه به شکل غیرمعمولی بالا و پایدار باشد. تعریف کلاسیک توسط فیلیپ کیگان، آغاز ابرتورم را ماهی میداند که نرخ تورم ماهانه از ۵۰ درصد فراتر رود و این روند برای حداقل چند ماه ادامه یابد. این تعریف، ابرتورم را از تورمهای بالا یا حتی شدید متمایز میکند؛ زیرا در ابرتورم، سرعت افزایش قیمتها به حدی است که برنامهریزی اقتصادی برای خانوارها و کسبوکارها عملاً ناممکن میشود.
- سرعت افزایش قیمتها: در تورم عادی، قیمتها به تدریج و در طول زمان افزایش مییابند، اما در ابرتورم، ممکن است قیمتها در طول یک روز یا حتی چند ساعت چندین بار تغییر کنند. این امر باعث میشود مردم برای حفظ ارزش پول خود، بلافاصله پس از دریافت درآمد، آن را به کالا یا داراییهای دیگر تبدیل کنند.
- کاهش شدید ارزش پول: پول ملی به سرعت ارزش خود را از دست میدهد و اعتماد عمومی به آن از بین میرود. در برخی موارد تاریخی، پول ملی به حدی بیارزش شده که از آن برای سوخت یا کاغذ باطله استفاده میشده است.
- بیثباتی و نااطمینانی: ابرتورم یک محیط اقتصادی بسیار بیثبات ایجاد میکند که در آن سرمایهگذاریهای بلندمدت متوقف شده، تولید کاهش مییابد و بیکاری افزایش پیدا میکند. این بیثباتی، برنامهریزی مالی و سرمایهگذاری را برای افراد و شرکتها غیرممکن میسازد.
- اثرات روانی و اجتماعی: ابرتورم نه تنها اقتصاد را فلج میکند، بلکه اثرات روانی و اجتماعی عمیقی نیز بر جامعه میگذارد. اضطراب، ناامیدی، از بین رفتن طبقه متوسط و افزایش نابرابریهای اجتماعی از پیامدهای اجتنابناپذیر این پدیده است.
تفاوت اصلی در این است که تورم عادی، هرچند میتواند مضر باشد، اما اغلب قابل مدیریت و پیشبینی است. اما ابرتورم یک بحران تمامعیار است که نیازمند مداخلات جدی و ریشهای برای مهار آن است.
۲. ریشههای اصلی بروز ابرتورم

تقریباً تمامی موارد ابرتورم در تاریخ اقتصادی جهان، ریشههای مشترکی دارند که عمدتاً به سیاستهای پولی و مالی نادرست دولتها بازمیگردد. درک این ریشهها برای تشخیص و پیشگیری از این بحران حیاتی است.
۲.۱. کسری بودجه دولت و چاپ پول بیرویه
مهمترین و اصلیترین عامل بروز ابرتورم، کسری بودجه مزمن و شدید دولت است. هنگامی که هزینههای دولت به طور مداوم از درآمدهای آن (مالیات، فروش نفت و…) فراتر میرود، دولت برای جبران این کسری به بانک مرکزی متوسل میشود. بانک مرکزی نیز با چاپ پول بدون پشتوانه، این کسری را تأمین مالی میکند. این اقدام منجر به افزایش بیسابقه حجم نقدینگی در جامعه میشود. در شرایطی که تولید کالا و خدمات در کشور متناسب با افزایش نقدینگی رشد نکند، ارزش پول ملی به شدت کاهش یافته و قیمتها به سرعت بالا میروند. این چرخه معیوب، موتور محرک اصلی ابرتورم است.
۲.۲. افزایش تقاضا و کاهش عرضه (شوکهای اقتصادی)
در کنار چاپ پول، عوامل دیگری نیز میتوانند به تشدید ابرتورم کمک کنند. زمانی که تقاضا برای کالاها و خدمات به طور قابل توجهی افزایش مییابد، اما عرضه به دلیل محدودیتها و شوکهای اقتصادی قادر به پاسخگویی نیست، قیمتها به سرعت بالا میروند. این محدودیتها میتوانند ناشی از:
- تحریمهای اقتصادی: که واردات مواد اولیه و کالاهای اساسی را دشوار و پرهزینه میکند و زنجیره تأمین را مختل میسازد.
- جنگها و بلایای طبیعی: که زیرساختهای تولیدی را از بین برده و توان تولید کشور را به شدت کاهش میدهند.
- سیاستهای نادرست تجاری: که مانع از رقابت و بهرهوری در تولید میشود.
در چنین شرایطی، حتی اگر میزان نقدینگی نیز افزایش یابد، به دلیل کمبود عرضه، فشار تورمی دوچندان میشود.
۲.۳. بیثباتی سیاسی و اقتصادی و انتظارات تورمی
از دست رفتن اعتماد عمومی به دولت و سیستم پولی، یکی دیگر از عوامل مؤثر در بروز ابرتورم است. بیثباتی سیاسی، عدم قطعیت در سیاستگذاریهای اقتصادی و نبود چشمانداز روشن برای آینده، باعث فرار سرمایه از کشور و خروج نقدینگی به سمت داراییهای امنتر (مانند ارزهای خارجی یا طلا) میشود. این پدیده، خود به کاهش بیشتر ارزش پول ملی و تشدید نوسانات ارزی دامن میزند.
علاوه بر این، انتظارات تورمی نقش بسیار مهمی ایفا میکند. هنگامی که مردم و فعالان اقتصادی انتظار دارند قیمتها در آینده نیز افزایش یابند، رفتارهای خود را بر این اساس تنظیم میکنند؛ مصرفکنندگان خرید خود را جلو میاندازند و کسبوکارها نیز قیمتهای خود را با نرخ بیشتری افزایش میدهند. این انتظارات، خود به یک عامل محرک برای ابرتورم تبدیل شده و یک چرخه معیوب را شکل میدهد که خروج از آن بسیار دشوار است.
۳. پیامدهای مخرب ابرتورم بر معیشت مردم
ابرتورم، فراتر از یک مفهوم صرفاً اقتصادی، زندگی روزمره میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهد. در این بخش، به طور خاص به پیامدهای ملموس آن بر دستمزدهای ناکافی، نوسانات ارزی، اجارهبها و وام ودیعه مسکن و در نهایت، قدرت خرید مردم میپردازیم.
۳.۱. دستمزدهای ناکافی و سقوط فاجعهبار قدرت خرید
یکی از ملموسترین و دردناکترین پیامدهای ابرتورم، کاهش فاجعهبار قدرت خرید مردم و ناکافی شدن دستمزدهاست. در شرایطی که قیمت کالاها و خدمات به صورت روزانه، ساعتی یا حتی لحظهای افزایش مییابند، دستمزدها به هیچ وجه توان همگام شدن با این سرعت را ندارند. این امر منجر به کاهش شدید درآمد واقعی خانوارها و سطح رفاه جامعه میشود.
در برخی نمونههای تاریخی ابرتورم، کارگران مجبور بودند حقوق خود را چندین بار در روز دریافت کرده و بلافاصله خرج کنند تا از بیارزش شدن آن جلوگیری شود. این وضعیت، نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه از جنبه روانی نیز فشار عظیمی بر افراد وارد میکند و احساس ناامنی و بیثباتی را در جامعه گسترش میدهد.
گزارشها و تحلیلهای اقتصادی در ایران نیز نشان میدهد که در سالهای اخیر، شکاف بین رشد دستمزدها و نرخ تورم به شدت افزایش یافته است. این شکاف، منجر به کاهش چشمگیر قدرت خرید مزد و تضعیف طبقه متوسط شده است. مردم برای تأمین نیازهای اولیه خود با چالشهای جدی مواجه میشوند و بسیاری از آنها به زیر خط فقر سقوط میکنند. رشد اقتصادی ایران: چالشها، پیشبینی تورم و چشمانداز آینده نشان میدهد که چگونه ساختارهای اقتصادی کشور در برابر تورم آسیبپذیر هستند.
۳.۲. نوسانات بیسابقه ارزی و بیاعتمادی به پول ملی
ابرتورم همواره با کاهش شدید ارزش پول ملی و نوسانات ارزی افسارگسیخته همراه است. هنگامی که پول ملی به سرعت ارزش خود را از دست میدهد، مردم برای حفظ ارزش داراییهای خود، به نگهداری ثروت در قالبهای غیرپولی (مانند طلا و ملک) یا ارزهای خارجی پایدارتر (مانند دلار یا یورو) روی میآورند. این پدیده که به آن «دلاری شدن اقتصاد» میگویند، جایگاه پول ملی را در مبادلات تضعیف کرده و حتی ممکن است منجر به جایگزینی آن با ارزهای خارجی در معاملات روزمره شود.
- اثر بر واردات و صادرات: نوسانات ارزی شدید، برنامهریزی برای واردات و صادرات را بسیار دشوار میکند. تولیدکنندگان نمیتوانند قیمت مواد اولیه وارداتی خود را پیشبینی کنند و صادرکنندگان نیز با چالشهای قیمتگذاری مواجه میشوند.
- فرار سرمایه: بیاعتمادی به پول ملی و اقتصاد داخلی، موجب فرار سرمایهها به خارج از کشور میشود که این خود به تشدید بحران ارزی و تورم میانجامد.
- تأثیر بر سرمایهگذاری: سرمایهگذاران داخلی و خارجی در محیطی با نوسانات ارزی بالا، تمایلی به سرمایهگذاری ندارند؛ زیرا ریسک از دست دادن سرمایه به شدت افزایش مییابد.
در ایران، نوسانات ارزی به یک پدیده رایج تبدیل شده و به طور مستقیم بر قیمت تمامی کالاها، از مواد غذایی گرفته تا مسکن، تأثیر میگذارد و فشار مضاعفی بر قدرت خرید مردم وارد میکند.
۳.۳. بحران اجارهبها و چالشهای وام ودیعه مسکن
بازار مسکن، به ویژه اجارهبها و ودیعه (رهن)، یکی از حوزههایی است که به شدت از ابرتورم متأثر میشود. اگرچه ممکن است در برخی دورهها نرخ رشد اجارهبها نسبت به اوج تورم عمومی کندتر شود، اما سطح بالای اجارهها همچنان فشار مالی عظیمی بر خانوارها وارد میکند. در این شرایط، موجران معمولاً ترجیح میدهند سهم ودیعه (پول پیش) را نسبت به اجاره ماهانه افزایش دهند تا ارزش سرمایه خود را در برابر تورم حفظ کنند.
وام ودیعه مسکن، با وجود اینکه به عنوان یک ابزار حمایتی برای مستأجران مطرح میشود، در شرایط تورمی شدید کارایی خود را به سرعت از دست میدهد. سقف این وامها، حتی با افزایشهای مقطعی، اغلب با قیمتهای سرسامآور رهن و اجارهبها فاصله زیادی دارد و تنها بخش کوچکی از نیاز مستأجران را پوشش میدهد. علاوه بر این، نرخ سود این تسهیلات (که گاهی با نرخ وامهای عادی تفاوت محسوسی ندارد) و طولانی بودن فرآیند دریافت و نیاز به ضامن، از دیگر چالشهایی است که مستأجران با آن روبهرو هستند. ارزش واقعی این وامها به دلیل تورم بالا، به سرعت بلعیده شده و کمک چندانی به حل مشکل مسکن نمیکند. برای تحلیل عمیقتر این موضوع، میتوانید به مقاله بازار مسکن ایران ۱۴۰۵: تحلیل جامع قیمت خانه، اجاره و تقاضا مراجعه کنید.
۴. نمونههای تاریخی و وضعیت فعلی در ایران
ابرتورم پدیدهای نوظهور نیست و تاریخ اقتصادی جهان مملو از نمونههای تلخ آن است. درک این نمونهها به ما کمک میکند تا ابعاد فاجعهبار این پدیده را بهتر درک کنیم و از تکرار آن جلوگیری نماییم.
۴.۱. مروری بر نمونههای تاریخی ابرتورم
- جمهوری وایمار آلمان (۱۹۲۱-۱۹۲۳): یکی از مشهورترین نمونههای ابرتورم است که پس از جنگ جهانی اول رخ داد. دولت آلمان برای جبران هزینههای جنگ و غرامتها، به چاپ بیرویه پول روی آورد. در اوج بحران، قیمتها هر چند ساعت دو برابر میشد و مردم برای خرید نان، چمدانهای پر از اسکناس با خود میبردند. این ابرتورم به بیثباتی سیاسی و ظهور افراطگرایی در آلمان دامن زد.
- زیمبابوه (۲۰۰۷-۲۰۰۹): این کشور آفریقایی در اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی با ابرتورم بیسابقهای مواجه شد. نرخ تورم ماهانه به میلیاردها درصد رسید و بانک مرکزی مجبور به چاپ اسکناسهایی با ارقام نجومی (مانند ۱۰۰ تریلیون دلاری) شد. این بحران به فروپاشی کامل اقتصاد زیمبابوه انجامید و در نهایت، دولت مجبور شد پول ملی را کنار گذاشته و از ارزهای خارجی استفاده کند.
- ونزوئلا (۲۰۱۶-تاکنون): ونزوئلا نیز در سالهای اخیر با یکی از طولانیترین و شدیدترین دورههای ابرتورم معاصر دست و پنجه نرم کرده است. ترکیبی از سوءمدیریت اقتصادی، کاهش شدید قیمت نفت، فساد و تحریمها، این کشور را به ورطه ابرتورم کشاند. میلیونها نفر از این کشور مهاجرت کردهاند و قدرت خرید مردم به صفر نزدیک شده است.
۴.۲. نشانههای ابرتورم در اقتصاد ایران
در سالهای اخیر، بحثهای زیادی در مورد وضعیت تورمی در ایران و احتمال ورود به فاز ابرتورم مطرح شده است. در حالی که برخی کارشناسان معتقدند ایران هنوز وارد مرحله «فروپاشی کامل پولی» نشده است، برخی دیگر با استناد به نرخ تورم ماهانه بالا در برخی مقاطع (مثلاً نرخ تورم ماهانه بیش از ۵۰ درصد در فروردینماه ۱۴۰۵ که در برخی گزارشها به آن اشاره شده است)، از ورود رسمی اقتصاد کشور به فاز ابرتورم سخن گفتهاند.
این گزارشها حاکی از آن است که در برخی دورهها، ۱۱ استان و حدود ۱۸ میلیون نفر در ایران (نزدیک به ۲۰ درصد جمعیت) درگیر تورم سالانه بالای ۱۰۰ درصد بودهاند که این خود نشانههای جدی از وضعیت ابرتورم را بروز میدهد. فارغ از تعریف دقیق فنی، آنچه اهمیت دارد، تأثیرات مخرب این تورمهای بالا بر دستمزدهای ناکافی، نوسانات ارزی، بحران اجارهبها و در نهایت، سقوط بیسابقه قدرت خرید مردم است. این وضعیت، لزوم اتخاذ سیاستهای اقتصادی انضباطی و اصلاحات ساختاری را بیش از پیش نمایان میسازد.
۵. راهکارهای مقابله با ابرتورم و خروج از بحران
مقابله با ابرتورم و خروج از بحرانهای ناشی از آن، نیازمند اتخاذ مجموعهای از سیاستهای کلان اقتصادی قاطع، هماهنگ و بلندمدت است. هیچ راهکار ساده یا کوتاهمدتی برای حل این معضل وجود ندارد و نیازمند اراده سیاسی قوی و همکاری تمامی نهادهاست.
۵.۱. اصلاحات پولی و مالی انضباطی
ریشه اصلی ابرتورم، چاپ بیرویه پول برای جبران کسری بودجه دولت است. بنابراین، اولین و مهمترین گام، کنترل انقباضی نقدینگی و پایان دادن به تأمین مالی دولت از طریق بانک مرکزی است. این امر مستلزم:
- اصلاحات ساختاری بودجه: کاهش هزینههای غیرضروری دولت، افزایش شفافیت در بودجهریزی و حرکت به سمت بودجهای متوازن.
- افزایش درآمدهای پایدار دولت: اصلاح نظام مالیاتی برای افزایش درآمدهای مالیاتی پایدار و عادلانه، به جای اتکا به درآمدهای ناپایدار مانند فروش نفت یا استقراض از بانک مرکزی.
- استقلال بانک مرکزی: اعطای استقلال واقعی به بانک مرکزی برای اجرای سیاستهای پولی بدون فشار دولت، با هدف اصلی کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی.
۵.۲. افزایش تولید و تقویت عرضه
برای مهار ابرتورم، در کنار کنترل نقدینگی، افزایش تولید کالا و خدمات نیز ضروری است. این امر به معنای تقویت سمت عرضه اقتصاد و پاسخگویی به تقاضای موجود است. راهکارهای این حوزه شامل:
- حمایت از تولید داخلی: ارائه مشوقها و تسهیلات برای تولیدکنندگان، کاهش موانع کسبوکار، و رفع مشکلات مربوط به تأمین مواد اولیه و انرژی.
- جذب سرمایهگذاری: ایجاد محیطی امن و باثبات برای جذب سرمایههای داخلی و خارجی، که منجر به افزایش ظرفیتهای تولیدی و ایجاد اشتغال میشود.
- تنوعبخشی اقتصادی: کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و توسعه سایر بخشهای اقتصادی برای ایجاد منابع درآمدی پایدارتر.
برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه فرصتهای اقتصادی، میتوانید به مقاله کسب و کار سودآور ۱۴۰۵: راهنمای جامع کارآفرینی در ایران با سرمایه کم مراجعه کنید.
۵.۳. بازسازی اعتماد و ثبات سیاسی-اقتصادی
هیچ سیاست اقتصادی بدون بازسازی اعتماد عمومی به نهادها و آینده کشور به موفقیت کامل نخواهد رسید. این امر شامل:
- شفافیت و پاسخگویی: افزایش شفافیت در تصمیمگیریهای اقتصادی و پاسخگو بودن مسئولان در قبال عملکرد خود.
- پیشبینیپذیری اقتصادی: ایجاد یک چارچوب سیاستی پایدار و قابل پیشبینی که به فعالان اقتصادی امکان برنامهریزی بلندمدت را بدهد.
- تقویت دیپلماسی اقتصادی: کاهش تنشهای بینالمللی و بهبود روابط خارجی برای تسهیل تجارت، جذب سرمایه و دسترسی به بازارهای جهانی.
این اقدامات در مجموع میتوانند به بازگرداندن اعتماد به پول ملی، کاهش نوسانات ارزی و در نهایت، احیای قدرت خرید مردم و ثبات اقتصادی کمک کنند.
نتیجهگیری
ابرتورم، بلای جان اقتصاد و معیشت مردم، پدیدهای مخرب است که با سقوط ارزش پول، کاهش شدید قدرت خرید مردم، دستمزدهای ناکافی، نوسانات ارزی بیسابقه و چالشهای جدی در بازارهایی مانند اجارهبها و کارایی وام ودیعه مسکن همراه است. ریشه اصلی این پدیده، چاپ بیرویه پول برای جبران کسری بودجه دولت و عدم توازن بین عرضه و تقاضا در اقتصاد است.
درک دقیق ابعاد این پدیده و پیامدهای آن برای سیاستگذاران و عموم مردم از اهمیت حیاتی برخوردار است. مقابله با ابرتورم نیازمند اتخاذ سیاستهای پولی و مالی انضباطی، اصلاحات ساختاری عمیق در بودجه دولت، تقویت تولید داخلی و بازسازی اعتماد عمومی به نهادهای اقتصادی است. تنها با یک رویکرد جامع و بلندمدت میتوان از ورود به این مسیر خطرناک جلوگیری کرد یا در صورت بروز، به طور مؤثر با آن مقابله نمود و راه را برای ثبات اقتصادی و بهبود رفاه مردم هموار ساخت.
سؤالات متداول
ابرتورم دقیقاً چیست و چه تفاوتی با تورم عادی دارد؟
ابرتورم به حالتی گفته میشود که نرخ تورم ماهانه به طور مداوم و برای حداقل چند ماه از ۵۰ درصد فراتر رود. تفاوت اصلی آن با تورم عادی در سرعت و شدت افزایش قیمتهاست؛ در ابرتورم، قیمتها میتوانند در طول یک روز یا حتی چند ساعت چندین بار تغییر کنند و ارزش پول ملی به سرعت از بین میرود، در حالی که تورم عادی روندی تدریجیتر دارد.
ریشههای اصلی بروز ابرتورم کدامند؟
اصلیترین ریشه ابرتورم، کسری بودجه شدید و مزمن دولت است که با چاپ بیرویه پول بدون پشتوانه توسط بانک مرکزی تأمین مالی میشود. عوامل دیگری مانند کاهش عرضه کالاها و خدمات (ناشی از تحریمها، جنگها یا بلایای طبیعی)، بیثباتی سیاسی و اقتصادی، و انتظارات تورمی مردم نیز به تشدید این پدیده کمک میکنند.
ابرتورم چگونه بر قدرت خرید مردم و دستمزدها تأثیر میگذارد؟
در شرایط ابرتورم، دستمزدها هرگز نمیتوانند با سرعت افزایش قیمتها همگام شوند. این امر منجر به کاهش شدید و فاجعهبار درآمد واقعی و قدرت خرید مردم میشود. افراد مجبورند بلافاصله پس از دریافت دستمزد، آن را خرج کنند تا از بیارزش شدن آن جلوگیری کنند و طبقه متوسط به سرعت فقیر میشود.
تأثیر ابرتورم بر بازار مسکن، بهویژه اجارهبها و وام ودیعه مسکن چیست؟
ابرتورم باعث افزایش سرسامآور اجارهبها و ودیعه مسکن میشود. موجران برای حفظ ارزش سرمایه خود، سهم ودیعه را افزایش میدهند. وام ودیعه مسکن نیز در چنین شرایطی کارایی خود را از دست میدهد؛ زیرا سقف آن با قیمتهای بازار فاصله زیادی دارد و ارزش واقعی آن به سرعت توسط تورم بلعیده میشود، ضمن اینکه فرآیند دریافت و نرخ سود آن نیز چالشبرانگیز است.
چه راهکارهایی برای مقابله با ابرتورم وجود دارد؟
مقابله با ابرتورم نیازمند اتخاذ سیاستهای پولی و مالی انضباطی است. این شامل کنترل شدید نقدینگی، پایان دادن به چاپ پول برای جبران کسری بودجه، اصلاحات ساختاری در بودجه دولت (کاهش هزینهها و افزایش درآمدهای پایدار)، تقویت تولید داخلی و عرضه کالاها، و بازسازی اعتماد عمومی به اقتصاد و نهادهای دولتی است.
منابع و مطالعه بیشتر
- wikipedia.org
- kiandigital.com
- khobregan-sarmaye.com
- timchecast.com
- bit24.cash
- eghtesadnews.com
- emofid.com
- enigma.ir
- faraz.io
- iran-bssc.ir
- voanews.com
- ettelaat.com
- fardanews.com
- iranintl.com
- fararu.com
- khabarpu.com
- iranjib.ir
- borna.news
- fararu.com
- khabaronline.ir
- donya-e-eqtesad.com
- eghtesadnews.com
- shahrekhabar.com
- ecoiran.com
- fararu.com
- farhikhteganonline.ir


اولین دیدگاه را بنویس
تجربه، سؤال یا نظر مرتبطت را با احترام بنویس.